
CLASSIS: Dicotyledones
SOU.CL: Gamopetales
ORDO: Gentianales
FAMILIA: Asclepladaceae
GENUS: Calotropis
" استبرق ، غلبلب ، عوش ، عشر ، غرق ، كرك ، خرگ ، عشار ، اكران و مدار " درختچه يا
درختان كوچك به ارتفاع 3-4 متر ، با شيرابه اي تلخ .
استبرق (Milkweed) یا خرگ، از گیاهان دولپهای میباشد که تا کنون بیش از ۱۴۰ گونه از
آن شناخته شدهاست.این گیاه از راسته گل سیاسی سانان و از خانواده استبرق سانان است.شیره
استبرق حاوی آلکالوئیدها، لاتکس یا کائوچو و چندین ترکیب پیچیده از جمله کاردنولید ( cardenolide)
میباشد که برخی از گونههای آن سمی شناخته شدهاند. کارل لینه گیاه شناس و
پزشک سوئدی و پایهگذار نظام امروزی طبقهبندی گیاهان و جانوران به دلیل استفادههای گوناگون دارویی
استبرق این گیاه را اسقلیبوس (خدای شفای یونان) مینامید.
گرده افشانی در این گیاه به یک روش غیر معمول انجام میشود. گرده بیشتر از آنکه به صورت تک دانه و
چهار دانه باشند همانطور که اغلب به اتفاق گیاهان اینگونهاند در ساختار پیچیده ی گروهی دسته بندی
میشود که به آنها پولینیا میگویند. دهانههای یک گل که حشراتی چون زنبور عسل، زنبور وحشی و
پروانهها را در خود میخواند، به پنج شکافی که توسط پرچمهای یک گل درست شدهاست میلغزنند.
پایه ی پولینیا به صورت مکانیکی به حشره متصل میشود در حالی که یک جفت از کیسههای گرده را با
خود هنگامی که گرده افشان یا حشره پرواز میکند با خود میکشد. گرده افشانی توسط یک فرایند
وارونه تحت تاثیر قرار میگیرد که در آن یکی از پولینیاها در شکاف یکی از پرچمها به دام میافتد. گونه ی
از استبرق بذرهای خود را در فولیکول تولید میکند. بذرها که در ردیفهای روی هم بنا شدهاند که دارای
رشتههای میلهای شکل ابریشمی که به نام پاپوس، ابریشم یا ابریشم خام آن را میشناسند. فولیکول
بذرها را رسیده و به دو نیم تقسیم میکند که هر کدام توسط تعدادی پاپوس خشک به وسیله ی وزش
باد حمل میشوند.که نوعی انتشار دانه است.
در گذشته بومیهای آمریکایی و مسافران، به علت شیرین بودن عصاره استبرق از آن بعنوان ماده
شیرین کننده استفاده میکردند. در ایالات متحده آمریکا در زمان جنگ جهانی دوم ۵۰۰۰ تن رشتههای
گیاهی ابریشمی استبرق برای جایگزینی کاپوک ( kapok) جمع آوری شد. رشتههای
ابریشمی گیاهی استبرق تو خالی هستند و موم دورشان را پوشاندهاست و دارای کیفیت عایق خوبی
هستند.آزمایشهای مختلف نشان دادهاند که دارای کیفیت برتری از پرهای جوجه پرندگان در عایق بودن
دارند.از بهترین رشتههای ابریشمی بعضی از گیاهان برای طناب کشتی هم استفاده میشود.از سال
۲۰۰۷ استبرق بطور تجاری برای استفاده در بالشهای ضد آلرژی زا کاشته میشود.

ساقه : تنه و شاخه هاي پيچ خورده و گرهدار، ضخيم ،كمي قرمز رنگ ، شاخه هاي جوان و پوشيده از
كرك هاي سفيد .
برگ: پهن ،سبز متمايل به آبي ، ضخيم ، سفيد آردي ، كركدار ، تقريبا بدون دمبرگ ، تخم مرغي ، در
محل اتصال داراي موهاي غده.
گل : صورتي يا صورتي متمايل به بنفش ، بزرگ ، در چتر هاي انتهاي پايه دار ، جام بزرگ ، داراي لبه
هاي تخم مرغي ، با حاشيه كمي برگشته ، تاج مساوي "ژينوسيم " ميوه برگشته و شكم دار .
موسم گل : اسفند – فروردين
انتشار جغرافيايي : تمام نواحي جنوبي ( سواحل خليج فارس ) : خوزستان ، مكران ، بلوچستان ،
هرمزگان .
تيره استبرق (اسكله پياداسه )
گياهان اين تيره تقريبا داراي همان اختصاصات ريخت شناختي و تشريحي تيره ي خر زهره هستند و
فقط از لحاظ ميوه ، كه هميشه به صورت برگه است و دانه هاي گرده ،كه يا به صورت چهارتايي (تتراد
) به هم مي چسبند و يا تمام دانه هاي گرده ي درون يك كيسه در مايعي چسبناك قرار ميگيرند و
مجموع هاي به نام توده ي گردهاي (پليني ) را تشكيل مي دهند و به همين صورت از يك گل به گل
ديگر منتقل مي شوند . با تيره ي خر زهره تفاوت دارند .
تيرۀ استبرق تقريبا داراي 206 جنس و حدود 2000 گونه است كه اكثر آن ها به نواحي گرم جهان تعلق
دارند.

اختصاصات عمومي
1.اختصاصات دستگاه رويشي و زايشي - گياهاني پايا ، علفي و پيچان ، گاهي به صورت درختچه و به
ندرت به حالت درختي هستند .
برگها متقابل و بدون گوشوارك اند و پهنكي كامل دارند كه گاهي گوشتي است . حالت گوشتي بدون
پهنك در گونه هايي كه با زندگي در مناطق خشك و گرم بياباني يا صحرايي و كويري سازش يافته اند به
حدي زياد است كه تشخيص بر خي از آنها ، مانند استاپليا هاي بياباني افريقا و استراليا ، از كاكتوسها
به ظاهر دشوار است . گل آذين در اين گياهان متفاوت و غالبا به صورت گرزن محوري است كه در سطح
گرههاي فوقاني ساقه و يا در گرههاي برگ دار ظاهر مي شود .
گلپوش پنج پر وفاقد هر گونه خصوصيت است . جام بر حسب حالات متفاوت ممكن است چرخي،قيفي،
كوزه اي ، و يا بشقابي باشد . و غالبا مانند كتوس ( پريپلوكا ) داراي تاجي از زوايد متناوب با
گلبرگهاست . پر آذين جام در تمام مراحل حالات تابنده و پيخ خورده است.
نافه ، بر خلاف ساختار عمومي دستگاه جنسي راسته ي ژانسيانال ( كه داراي 5 پرچم و دو برچه است)
ساختاري بسيار پيچده دارد . در بسياري از گياهان اين تيره ، 5 پرچم مستقر بر لوله ي جام داراي ميله
هاي به هم پيوسته اند و بساكهاي آزاد آنها بر سطح پنج گانه ي كلاله كه پنج وجهي است تكيه دارد و
راس رابطهاي بين بساكها نيز بر اثر رشد دراز شده و به صورت اندامي به طرف سطح كلاله خم مي
شود و روي آن قرار مي گيرد و در نتيجه اندامي به نام ژينوستم (=ژينوستژ ،يا ژينوستژيوم ) را به
وجود مي آورد . ساير زوايد پرچم ها نيز كه به طرف خارج قرار دارند عريض و گلبرگ مانند شده و
تاج و تاجكي را تشكيل مي دهند كه منشا پرچمي دارد و در جنسهاي مختلف داراي شكل هاي متفاوت
است . در برخي از جنس ها تاجك ديگري به تاجك مزبور اضافه ميشود كه حاصل از زوايد گلبرگ
هاست و منشا گلبرگي دارد . در داخل هر كيسه ي بساك ، دانه هاي گرده توسط مايعي چسبناك به هم
مي چسبند و دو توده ي گرده اي ( پليني ) را در هر پرچم تشكيل ميدهند . پليني ها بر سطح غده
هايي به نام"رتيناكل " ، كه در دو انتهاي وجوه يا لبه هاي پنچ گانه ي كلاله قرار دارند تكيه مي كنند.
و مجموعااندامي به نام "ترانسلاتور " را ،كه خاص گياهان تيره استبرق ( اسكله پياداسه ) است
به وجود مي آورند .
در ديگر طايفه هاي اين تيره ، مانند طايفه پرپيلوسه ، ميله ي پرچم هاآزاد و جدا از يكديگرند و
همچنين بساكهاي آنها نيز به كلاله تكيه ندارند ، و همه دانه هاي گرده به هم نمي چسبند و در هر
كيسه ي بساك توده ي گرده اي واحدي تشكيل نمي دهند ،بلكه به صورت دسته هاي چهارتايي و مجزا
از هم درداخل عضوي كوزه اي شكل و ترشح كننده ي مايعي چسبناك قرار گيرد .
كه در حقيقت بايد آن راترانسلاتور گياهان اين طايفه دانست
مادگي از دو برچه تشكيل مي شود كه فقط در بخش فوقاني ، يعني در ناحيه خامه و كلاله به هم مي
پيوندند و در ناحيه ي بارور تخمدان آزاد و مستقل از هم اندو ، و چنانكه اشاره شد ، از پيوستگي كلاله
ها دو برچه ، صفحه اي پنچ وجهي ضخيم به وجود مي آيد كه بساك هاي پرچم ها بر آن تكيه مي كنند .
در زير طايفه ي اسكله پياده ، روي زوايا و گوشه هاي صفحه ي كلاله كه بين بساكهاي پرچمها قرار
دارد ، دو غدهي برجسته و ترشح كننده ي مايع چسبناك مشاهده مي گردد كه ترشحات آنها سبب
تثبيت
توده هاي گرده اي مي شود . لذا اين غده ها را بايد همان رتيناكل دانست كه در دو گوشه ي هر وجه
كلاله قرار دارند و به هر كدام يك توده ي گرده اي مربوط به يك خانه ي بساك مي چسبد . چون سطح
واقعي پذيراي دانه هاي گرده در بخش زيرين صفحه ي پنج وجهي كلاله قرار دارد ، بنابر اين گرده
افشاني مستقيم و يا لقاح مستقيم در اين گياهان عملا امكان پذير نيست و از طرف ديگر گلهاي اين
طايفه
پروتراندر هستند، يعني دانه هاي گرده ي آنها قبل از آمادگي تخمكها و مادگي مي رسند
گرده افشاني غير مستقيم و به وسيله حشرات امري الزامي است و حشره ،براي جمع آوري نوش ،
حتما
بايد به درون گل نفوذ كندو اين عمل سبب مي شود تا توده ي گرده اي كه بسيار چسبناك است حتي
همراه
با رتيناكل به حشره بچسبد و بدين طريق به درون گل ديگري كه مادگي آن رسيده و پذيراي توده ي گرده
اي است منتقل گردد. از آنجا كه نوش در قائده ي قطعات گل قرار دارد، لذا حشره حتما بايد به عمق جان
گل فرو رود و با اين عمل توده هاي گرده اي را كه حامل آنهاست تا سطح زيرين صفحه پنج وجهي
كلاله كه پذيراي دانه ي گرده است برساند . گرده افشاني در طايفه پريپلوسه ، كه در آنها دانه هاي گرده
توده هاي گرده اي را تشكيل نمي دهند و به صورت تتراد ( چهار تايي و مجزا از هم ) هستند . و در
داخل اندامهايي پياله اي و شيپوري و كوزه اي شكل در مايعيچسبناك قرار دارند ، نيز يه همين صورت
به وسيله ي حشرات انجام مي گيرد.
تخمكها متعدد ، واژگون ، آويخته ، و تك پوششي هستند .
ميوه تقريبا شكل و ساختار ثابتي ندارند ، ولي هميشه شامل دو برگه ( بندرت يك برگه )و محتواي دانه
هاي فراوان جقه دار با جنين راست و البومن گوشتي است .
2- اختصاصات تشريحي - تيره ي كتوس تقريبا داراي همان اختصاصات تيره خر زهره است ، يعني
اين گياهان نيز داراي بافت غربالي دروني ، الياف ( فيبر ) در دايره ي محيطيه و لوله هاي شيرابه اي
مختلف هستند .

پيوندها و خويشاوندی ها
تيره ي اسكله پياداسه با تيره ي خر زهره (اپوسيناسه )تقريبا داراي صفات مشتركي است و تنها از لحاط
برخي اختصاصات كه در حقيقت حالت تشديد يافته ي آنها در تيره ي خر زهره ديده مي شود ، با اين
تيره متفاوئت است . از آنجا كه تيره ي اسكله پياداسه و تيره ي سيب زميني ( سولا ناسه ) داراي يك
تيپفاميلي هستند ، بنابر اين امكان وجود بعضي ارتباطها و پيوستگي بين تيره ي اسكله پياداسه و
راسته ي پله مونيال نيز محتمل است .
تقسيمات و جنسهاي مهم تيره ي اسكله پياداسه
1) بساك فاقد توده هاي گرده اي و دانه هاي گرده به صورت مجموعه هاي چهارتايي (تتراد )، بساكها
آزاد و غير متكي بر كلاله زير تيره ي پريپلوسه
مهمترين جنس اين زير تيره استبرق ( كالوتروپيس ) است .
2) بساك داراي توده هاي گرده اي و چسبنده به كلاله زير تيره ي اسكله پياده
جنسهاي مهم اين زير تيره عبارتند از : گومفوكارپوس ، اسكله پياس ، ونسه تو كسيكوم ، گونولوبوس ،
مارسدنيا ، و استاپليا .در برخي از رده بندي ها و در بعضي فلور ها مانند فلور ايران ،تاليف پروفسور پارسا
، زير تيره ي دوم خود به دو قسمت و در نتيجه اين تيره به سه زير تيره تقسيم شده است
كاربرد و اهميت اقتصادي
برخي از انواع تيره ي اسكله پياداسه خواص دارويي دارند و از قديم مورد استفاده قرار مي گرفتند .
مثلا پوست ساقه مارسد نيا كوندورانگو ، كه بوي آن مخلوطي از بوي فلفل و دارچين است و طعمي
بسيار تلخ دارد . از قديم براي مداواي زخم هاي ناشي از سرطان و همچنين به عنوان مقوي مورد
استفاده بود . از شيرايه ي كالوتروپيس ژيگانتئا به عنوان داروي قي آور و براي ساختن سموم نيز
استفاده مي شود . از اين گياه كه بسيار خطر ناك است و از سموم قوي براي قلب به شمار مي آيد و
اختلالات بينايي شديد نيز ايجاد مي كند ، براي درمان برخي از زخم هاي پوستي ، به ويژه زخم هاي
ناشي از سفليس به صورت استعمال خارجي استفاده مي شود .
ونسه تو كسيكوم افيسينال نيز به علت داشتن گلوكوزيد هايي به نام ونسه تو كسين و ونسه تو
كسيكوزيدسمي است و گونه هاي ديگر آن نيز كم و بيش سمي هستند .
گونه سينانكوم اكوتوم نيز داراي شيرابه اي سمي است و مصرف آن سبب بروز اسهال ، تهوع و تشنجات
شديدو گاهي منجر به مرگ مي شود و
بالاخره عده اي از گياهان اين تيره مولد كائوچو هستند . از تارها و پوشش ابريشمي دانه هاي
كالوتروپيس پروسرا ، كه در نواحي جنوبي ايران و سواحل خليج فارس مي رويد ، در بافت پارچه ي
استبرق ، به ويژه پرده ي كعبه در گذشته استفاده مي شده است .
تقسيمات سيستماتيكي تيره ي استبرق (اسكله پياداسه ) در ايران
تيره ي اسكله پياداسه در ايران 12 جنس و چندين گونه دارد و به سه زير تيره تقسيم مي شود :
الف- ميله ي پرچم ها آزاد ، يا در قائده به هم پيوسته ، توده هاي گرده اي آزاد و جدا از غده هاي
كلاله اي زير تيره پريپلوكوئيده .
1-گياهان چوبي ، با گل هاي سبز مايل به قهوه اي يا زردرنگ جنس پريپلوكا
ب-ميله پرچم ها به هم چسبيده ، توده هاي گرده اي چسبناك و هر زوج آن ها به طور عمودي
آويخته به غده هاي كلاله زير تيره ي كالوتروپيده (=سينانكوئيده )
*بساكها منتهي به غشايي با زايده ي كدر و يا شفاف و بر گشته روي صفحه ي كلاله :
توده هاي گرده اي آويخته در زير لبه و حاشيه ي کلاله
زوايد سازنده ي تاجك جام چسبيده به ژينوستم و يا متصل به پشت بساك ها
2- درختاني كوچك ، ميله ي پرچمها عريض ، واژ تخم مرغي ، ميوه برگه ، واژ تخم مرغي و متورم جنس
كالوتروپيس.
تاجك جام كامل يا چند لبه چسبيده به ژينوستم
لبه هاي بلندخارجي تاجك و يا خود تاجك متقابل با بساكها
4- گياهان علفي ، يكساله ، پر شاخه و منشعب ، با برگهاي گوشت دار و تخم مرغي شكل جنس
گلوسونما
5- گياهان علفي ، پايا ، با برگ هاي تخم مرغي شكل جنس ونسه توكسيكوم
6- گياهاني پيچان ، با برگهاي قلبي شكل جنس سينانكوم
لبه هاي بلند خارجي تاجك متناوب با بساكها
7- گياهان پيچان ، بالا رونده ، با برگهاي قلبي يا قلوه اي شكل جنس پرگولاريا
بساكها در انتها كند و مدور ، فاقد زايده يا داراي زايده اي كوتاه
8- گياهاني در پايه چوبي ، فاقد برگ و مشابه بوته هاي گل طاووسي (اسپارسيوم ژونسئوم ) جنس
لپتادنيا
بساكها در انتها كاملا مدور ، فاقد زايده ي خم شده روي صفحه ي كلاله و فرو رفته در آن
9- علف هاي گوشتي ، بدون برگ با ساقه هاي چهار گوش جنس كارالوما
ج- بساكها در انتها داراي زايده ي غشايي بر گشته ، توده هاي گرده اي در هر خانه ي بساك مجزا
( تقريبا 10 عدد در هر بساك )، بدون پايه يا هر زوج آنها به شكل توده اي كوچك پايه دار ،مستقر به طور
افقي يا عمودي زير تيره ي مارسدنيه .
10- جام پياله اي يا بشقابي ، بساكها در سطح پشتي داراي زايده ي ساده ، كلاله داراي منقار بلند .
گياه ايستاده ، داراي ساقه هاي فراوان ، در پايه چوبي ، با برگ هاي قلبي شكل جنس مارسدنيا
11- جام چرخي، يا بشقابي ، زوايد پشتي ، بساك شكافته جنس تلوسما
12- جام چرخي ، ستونك حاصل از ميله ي پرچم ها و خامه كوتاه ، زوايد تاجك گوشتي
جنس تيلوفورا
جنس هاي اسكله پياداسه در ايران
1-جنس پريپلوكا
2-جنس استبرق ( كالوتروپيس )
3- جنس اسكله پياس
4- جنس گلوسونما
5- ونسه توكسيكوم
6- سينا نكوم
7- پرگولاريا
8- لپتا دنيا
9- كارالوما
10- مارسد نيا
11- تلوسما
12-تيلوفورا
13- پنتاتروپيس
جنس استبرق (كالوتروپيس )
درختاني كوچك يا درختچه هايي با پوست كمي سرخ فام هستند . برگ هاي درشت و پهن و بدون
دمبرگ آنها پوشيده ا كرك هاي پنبه اي است . كاسه ي گل داراي لبه هايي تا پايين شكافته است . جام
نيمه كروي – استكاني با لوله اي كوتاه و زاويه دار و لبه هايي عميق است تاجك حاصل از زوايدپرچم
ها داراي 5 قطعه ي فشرده ي ناوي شكل است كه به طور عمودي به ژينوستم متصل مي شود و در
قاعده كوهان دار است . دانه هاي گرده توده هاي فشرده و متراكمي را به صورت تيغه اي با انتها باريك
تشكيل مي دهند و كلاله ي پنج وجهي آنها در راس فرو رفته است . ميوه ي آن به صورت برگه ي
متورم ، شكن دار و سبر رنگ است . اين جنس دو گونه دارد : يكي به نام كالوتروپيس ژيگانتئا كه در
بلوچستان ، و ديگري به نام كالوتروپيس پروسرا كه در تمام نواحي و سواحل جنوب مي روي
محل رويش- نواي جنوبي ايران ، خوزستان در ارتفاعات 100تا 950 متري لرستان : انديمشك ،
خوزستان : بين شوش و دهلران ، دزفول و فارس ، بين برازجان و دالكي ، بين بوشهر و كازرون.
كرمان : نزديك خبيس ، لار ، نزديك خليج فارس ، بندر عباس ، مكران : چاه بهار ، ايرانشهر ، نيكشهر و
بم پشت .
اسامي محلي : اين گياه در شيراز و به طور كلي در فارس به استبرق ، در دزفول و شوشتر به غلبلب ،
در اهواز به عوشر ، عشر ، در دشتستان به غرق ، در بم و نرماشير به كرك . در بين لار و بندر عباس
به خرگ موسوم است .
خاصيت دارويي
درختچه اي است كه در سيلان ، هند و مالزي و احتمالا به طوري كه در بعضي كتب علمي ذكر گرديده
در بلوچستان مي رويد . برگ هاي عاري از دمبرگ آن در سطح تمتاني پهنك ، پوشيده از كرك هاي پنبه
اي مي باشد . گل هاي آن فاقد بو ، به رنگ ارغواني يا سفيد و جام گل آن منتهي به لوبهاي گسترده با
تاجي از فلسهاي پوشيده از تار است . ميوه دراز ، گوشتدار . خاكستري رنگ و محتوي دانه هاي ريز ،
و قهوه اي رنگ به ابعاد 5×6 ميلمتر دارد . مغز دانه ها ، طعم بسيار تلخ و معادل 25 تا 30 در صد
چرب دارد كه در صورت استخراج به صورت روغني غليط به رنگ بنه زيتوني ازآن به دست مي آيد .
قسمت مورد استفاده ي اين درختچه ، ريشه آن است كه در طب عوام به مصارف دارويي مختلف
مي رسد .
تركيبات شيميايي : شيرابه اين گياه در تركيب بعضي سموم وارد مي گردد و محتوي كائوچوك و يك ماده
گلوكزيدي به نام كالوت روپين مي باشد . سرم اين شيرابه خطر ناك است و اختلالات بينايي به وجود
مي آورد . بوي آن شبيه بوي شوكران و عمل آن مشابه استروفانتوس است .
بررسي اثر كلينيكي شيره گياه استبرق در غلظت هاي مختلف بر روي فشار داخل چشمي
يكي از علل عمده كوري در جهان و از معضلات مهم علم چشم پزشكي، بيماري گلوكوم است . افزايش
فشار داخل چشمي و اثرات پاتولژيك آن بر روي عصب بينائي، از فاكتورهاي مهم در پيشرفت گلوكوم و
عوارض غيرقابل برگشت آن بر روي ديد بيماران و در نهايت كوري آنها ميباشد. يكي از راههاي
اصلي درمان و در واقع پيشگيري از عوارض گلوكوم بر روي عصب بينائي، كاهش فشار داخل چشمي
در حد مطلوب به طرق مختلف ميباشد. از جمله روشهاي كاهش فشار، استفاده از داروهاي موضعي
بصورت قطره است كه باعث كاهش توليد مايع زلاليه شده و يا از طريق افزايش ميزان خروج اين مايع
از راههاي مزبوطه اين امر ممكن ميگردد و نيز نسبت به داروهاي خوراكي و تزريقي اثرات سيستميك
كمتري داشته شايد براي اكثريت بيماران روشي آسانتر باشد. از ميان مراجعين به كلينيك چشم پزشكي
الزهرا (س ) زاهدان به دو مورد برخورد گرديد كه در معرض تماس چشمي با شيره گياه استبرق قرار
گرفته بودند. شكايت اين بيماران قرمزي، درد چشم و كاهش ديد بود. علاوه بر قرمزي و ترشح چشمي،
كاهش ميزان بينائي، ادم و كدورت قرنيه، كاهش فشار داخل چشمي از جمله علائمي بود كه در معاينات
اوليه اين بيماران مشاهده گرديد. از آنجا كه قرمزي و كدورت قرنيهگذار بوده ولي فشار داخل چشمي
بمدت طولانيتري پايين مانده بود، لذا تصميم گرفته شد كه چگونگي اثر كلينيكي شيرهگاه گياه استبرق
(كالوتروپيس ) بر روي فشار داخل چشمي مدل خرگوش بدون آنكه تغييرات شيميائي خاصي روي
آنصورت گيرد، در غلظتهاي مختلف مورد ارزيابي قرار گيرد و نيز غلظتي از اين ماده بدست آيد كه
بمقدار دو مرتبه در روز فشار داخل چشمي را با حداقل عوارض پايين آوردن فشار داخل چشمي بيماران
گلوكومي استفاده نمود.
خصوصيات وكاربرد كائوچو درصنعت لاستيك سازي و صنايع كفش سازي
توليد وساخت لاستيك ازمواد كائوچو بدست مي آيد ولاستيك در صنعت تاير سازي وانواع صنعت به
صورت گسترده اي وبه طرق مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد . از جمله در صنعت كفش سازي
كاربرد دارد. استفاده از لاستيك كه از مواد كائوچو بدست مي آيد به دليل خواص بي شمارآن مي باشد
واين خصوصيات شامل : مقاومت بسيار خوب درمقابل دماي بالا انعتعاف پذيري پائين وخاصيت ضد
سر خوردن كه با تغيير نوع قالب ئآج زيره بهبود مي يابد . لاستيك همچنين درمقابل نور خورشيد و
تغييرات ازن وتشعشعات ميكروارگانيسم ها باكتري ها روغن ها سوخت هاي فسيلي حلال ها الكل
ها محلول هاي اسيدي يا بازي مقاوم مي باشد . به جز اين لاستيك مقاومت خوبي در مقابل خمش
پاره شدن وفشارهاي هيدروليكي دارد باتغيير در تركيبات لاستيك خام مي توان بنا به نوع نياز دقيقا به
خواص مورد نظر زيره براي استفاده زيره تخت كفش دست يافت . در حالي كه دست طراح براي هر
گونه زيره با شكل و فرم مورد نظر بازگذاشته شده است حتي توليد يك زيره نازك هيچ مشكلي نخواهد
داشت .معمولا براي ساخت وتوليد كفش با زيره دو رنگ كه لاستيكي به نظر ميرسد بيشتر به مد نزديك
باشد .

پروانه برگ خوار استبرق، مهمترين آفت گياه استبرق
Asclepiadaceae از خانواده Calotropis procera Aiton استبرق با نام علمي
درختچه اي است از گياهان كائوچوئي كه به طور گسترده درمناطق بياباني ، حاره اي ونيمه حاره اي
آفريقا ،شبه جزيره عربي ، جنوب ايران ،شرق افغانستان ،پاكستان وتمام مناطق بياباني غرب هند
انتشاردارد. اين گياه در ايران درنقاط گرمسير وسواحل جنوبي درياي عمان ازخوزستان تا مكران
بلوچستان باارتفاع 1100متري از سطح دريا ديده مي شود
استبرق يكي از گونه هاي گياهي ارزشمند در عرصه هاي منابع طبيعي وبيابان هاي استان بوشهر
است .با توجه به مواردي چون شرايط اقليمي گرم وخشك استان ، استقرار ان گياه در اراضي شني
وماسه بادي، نياز هاي اكولوژيكي پايين گياه ،كاربرد آن در جلوگيري از فرسايش خاك وتثبيت شن هاي
روان ،استفاده از الياف اين گياه در نساجي وكاربرد هاي آن درصنايع لاستيك سازي ودارويي اهميت اين
گياه را صد چندان مي كند.
مشخصات استبرق (كائوچو ) به روايت آيه هاي قرآن كريم وساير كتب به شرح زير بيان شده
است :
1...ويلبسون ثيابا خضر بن سندس واستبرق : يعني و بپوشند جامه هاي سبز ديباي نازك وديباي لك
(حرير ضخيم) (آيه 31از سوره كهف )
2. بطا ينها من استبرق : يعني پوشاك آن از حرير باشد .( آيه 54 از سوره الرحمن )
3. ... عليهم ثبات سندس خضر و استبرق : يعني بالاي ايشان جامه هاي سبز از ديباي نازك و نيز بالاي
ايشان باشند ديباي لك ( حرير ضخيم )
در اين آيات مباركه لباس بهشتيان را سبز رنگ، و از نوع سندس واستبرق كه بهترين انواع حریر است
شمرده است.
اين نوع لباس، جزا و پاداش و يا تجسم لباسهاى تقوى و پوششهاى ساده و بدون آلايشى است كه در
دنياداشتهاند.چون زينت كردن به طلا و پوشيدن لباس حریر و ابريشم خالص در شرع اسلام بر مردان حرام
است.مردان و زنان مؤمن و با تقوى كه در خط مشى اصالت و تحقيق و ولايت گام برمىدارند، و
لباسهاى آنان ساده و اقتصادى است، در روز قيامت به چنان لباسهاىاستبرق و حریرملبس مىگردن.
از گل اين گياه ( استبرق ) در دوره هخامنشيان ديباي شوشتر . پارچه حرير (سندس ) مي بافته اند .
يعني جامه اي حرير از گل استبرق (كرك )(كائوچو ) سندس . پارچه حرير نازك بافته مي شده است .
دركتاب المغرب جواليفي مصحح احمد شاكر بيان گرديده است : استبرق يا استبرك (كرك) از درختان
كائوچوئي (كائوچو ) در ايران است ودر نقاط گرمسيري وسواحل ومناطق جنوبي وجنوب شرق ايران از
مناطق خوزستان تا مكران و بلو چستان و در دهه جاي آن واطراف بم (نرماشير ) به ارتفاع 17 مترودر
منصورآباد تا 95متر ديده است كه به ارتفاع 5 گز مي رسد ودر نواحي ومناطق خرما خيز ايران بسيار
است وآن كائوچو است واين درخت به نام استبرق (كائوچو) است .از گل اي گياه پارچه حرير (ديباي
نازك) بافته مي شده است .
كائوچوئي ايران ازقبيل شنگ چيزه و لباس و درخت تين (انجير) واستبرق (كائوچو ) مطالاتي انجام داده
واز نتيجه اين مطالعات چنين استنباط مي شود كه شيره آبه نباتات كائوچوكي در مجاورت هوا منعقد
شده كه ماده كائوچوكي به انضمام مواد مختلفه ديگري از قبيل چربي ها وصمغ ها و مواد پرونيد وجود
دارد .
گياه کويري استبرق :
از گياه استبرق ميتوان چيزي لطيف تر از ابريشم طبيعي توليد کرد و ما که اين منبع بزرگ را در
اختيار داريم لازم نيست ابريشم را فقط با کرم ابريشم توليد کنيم زيرا ابريشم حاصل از گياه کويري
استبرق بسيار لطيف، سفيد و با کيفيت است .
درختي مخصوص مناطق گرمسيري است كه سرماي زمستان هاي آن به زير صفر نرسد از اين درخت
در قديم در مناطق گرمسير مثل خوزستان ابريشم تهيه مي نمودند .چون اندام هاي ايندرخت شيرابه
سفيدرنگي دارد اهالي معتقدند كه شيرابه آن مي تواند درمان بعضي درد ها را بنمايد .از اين درخت
علاوه برتهيه ابريشم مي توان كاغذ ، كائوچو يا در مواردي خاص علوفه تهيه نمود . استبرق برگ هاي
پهن ومتقابل دارد كه فاقد دمبرگ بوده وپشت وروي آن را كرك هاي سفيد رنگ وبسيار ظريف پوشانيده
است.
قطر برگ هاي اين درخت به حدود دو ميلي متر ميرسد .شتر ها معمولا از برگ هاي تازه اين گياه
تغذيه مي كنند.